تبلیغات
پیک نینوا || وبلاگ ارزشی استان گلستان Or, in its own meta tag

Besm Allah

امشب بر دامن پاک خیزران ‌ستاره می‌بارد و بر لبان پر مهر رضا علیه السلام لبخند رضایت میهمان می‌شود.

خوشا به حال اهل زمین که خداوند به یمن چشمان منتظر ثامن‌الحجج، دلهایشان را میزبان قدم‌های پربرکت حجتی دیگر ساخته است.

چه مولود مبارکى! پدرش اسوه کرامت و عالم آل محمد صلی الله علیه و آله و مادرش بانوی جلیله‌ای که پیامبر خدا بر او درود فرستاده است. مبارک باد بر محبان خاندان ولا، میلاد پربرکت حجت نهم، مظهر طهارت و تقوا،‌پیشوای جود و سخا، حضرت جواد الائمه علیه السلام!

در کتاب‌های روایی نقل شده است که در شب ولادت امام محمدتقى، پدرش امام رضا علیهما السلام تا صبح کنار گهواره پسرش نشست و با او سخن گفت‌. گویا اسرار الهی را به گوش جان او می‌رساند.

همچنین در شأن فرزند یگانه‌اش فرمود:

حق‌تعالی به من فرزندی عطا کرده است که شبیه به موسی بن عمران است که دریاها را شکافت و نظیر عیسی بن مریم علی نبینا و آله و علیه السلام است که حق‌تعالی مادر او را مقدس گرداند و او را طاهر و مطهر آفرید.

رواست در چنین شب خجسته‌اى، به برکت قدوم دردانه علی‌بن‌موسی ‌الرضا علیهما السلام،‌ شاپرکهای احساس و تبریک را به آستان آفتابی پدرش روانه کنیم. بی‌شک دلی که در شادی اهل‌بیت شریک باشد،‌از بوستان پربرکت ولی نعمت خویش بی‌بهره نخواهد ماند.

 

رضـا گشتـه ثـنا خوانش

جهان در تحت فرمانش

همه جان‌ها به قربانش

عــزیــز جــان مـا آمــد





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 تیر 1389 توسط یاور ارسال شده در:.::ویژه نامه های مناسبتی::.


                                                                                                                                                   نظرات()



Besm Allah

خسته و وامانده‌ام

خدایا خسته و وامانده‌ام، دیگر رمقی ندارم، صبر و حوصله‌ام پایان یافته، زندگی در نظرم سخت و ملامت‌بار است. می‌خواهم از همه فرار كنم، می‌خواهم به كنج عزلت بگریزم... آه دلم گرفته، در زیر بار فشار خرد شده‌ام. خدایا به سوی تو می‌آیم و از تو كمك می‌خواهم، جز تو دادرسی و پناهگاهی ندارم، بگذار فقط تو بدانی، فقط تو از ضمیر من آگاه باشی، اشك دیدگان خود را به تو تسلیم می‌كنم.
خدایا كمكم كن ماه‌هاست كه كم‌تر به سوی تو آمده‌ام. بیش‌تر اوقاتم صرف دیگران شده. خدیا عفوم كن. از علم و دانش، كار و كوشش، از دنیا و مافیها، از همه دوستان، از معلم و مدرسه، از زمین و آسمان خسته و سیر شده‌ام. خدایا خوش دارم مدتی در گوشه خلوتی فقط با تو بگذرانم فقط اشك بریزم. فقط ناله كنم و فشارها و عقده‌های درونی‌ام را خالی كنم.
ای غم، ای دوست قدیمی من، سلام بر تو، بیا كه دلم به خاطرت می‌تپد...... فقط یك شربت شیرین، یك نور فروزنده و یك نغمه دلنواز وجود دارد كه برای همیشه مفرّح است و آن دوست قدیمی من غم است.سال 1961

(قسمتی از دل نوشته های دکتر شهید مصطفی چمران )

((روح شاد ویادش گرامی باد ))





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 30 خرداد 1389 توسط یاور


                                                                                                                                                   نظرات()



فاطمه كلمة الله

قرآن كریم به هنگام طرح قصه آدم سلام الله علیه مى‏فرماید:

«فتلقى آدم من ربه كلمات‏» (1)

سپس آدم از پروردگارش كلماتى را دریافت نمود.

در تبیین وتفسیر كلمات آمده است كه منظور انوار عترت طاهره است، بدین معنا كه انوار عترت طاهره همان مقامات علمى است كه حضرت آدم سلام الله علیه آن را تلقى كرد وزمینه نجات او فراهم گردید ودر این میان همانطور كه حضرت امیرسلام الله علیه در مجموعه عترت قرار دارد، حضرت زهرا هم در آنجا مى‏تابد واین كه فاطمه زهرا صلوات الله علیها معروف ومشهور شده، نه براى آن است كه، زن تنها در حضرت زهرا خلاصه شده است‏بلكه به این دلیل است كه آن حضرت دیگران را تحت الشعاع قرار داده است. به عنوان مثل معصومین دیگر نیز مانند حضرت امیرسلام الله علیه، معروف نیستند واگر در عرف بخواهند مثل ذكر بكنند، به حضرت على... مثل مى‏زنند. در صورتى كه همه ائمه نور واحدند. همانطورى كه در بین معصومین، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه معروف والگو شده است، در بین زنان هم حضرت فاطمه زهرا صلوات الله علیها اشتهار یافته است وگرنه زنان فراوانى بودند كه هم از عصمت‏برخوردارند وهم از كمال متعارف وفوق متعارف، ولیكن علت این كه حضرت زهرا در بین زنان معروف شده همان علتى است كه بدان سبب، حضرت على... در بین ائمه معروف شده است.

پس مراد از لفظ كلمات در آیه شریفه

«فتلقى آدم من ربه كلمات‏»

اسماء الهى است وبارزترین مصداق اسماء الهى، عترت طاهره‏اند كه در بین آنان، فاطمه زهرا صلوات الله علیها مى‏درخشد.

پى‏نوشت:

1. بقره،37.

منبع:

كتاب: زن در آینه جلال و جمال، ص 143

نویسنده: آیة الله جوادى آملى





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 خرداد 1389 توسط یاور


                                                                                                                                                   نظرات()



Besm Allah

گام های خط شکن

... گوش می دهم و موسیقی جاریِ آب، نگاهِ «کارون» را به ابدیت پیوند می زند. بی گمان دیگر کسی نخواهد توانست «آب را گِل کند»! باز هم کارون، با عطر گل های جاری، زلال زلال، تا آن سوی اقیانوس ها خواهد رفت!

کارون، «فرات» کوچک ایران است که مردان بزرگی فدای زلالی اش شدند؛ مردانی از قبیله عشق، مردانی از تبار شهامت، مردانی که برای رسیدن به عاشورا، حتی دست های خود را بهانه عافیت قرار ندادند!

... آن روز کارون در اوج هیجان، تمام موسیقی اش را در قالب حماسه جاری می کرد و ضرب آهنگ تپش آرزوها، تندتر و تندتر شده بود؛ حتی نفس ها تمام نیروی ذخیره خود را در دسترس گام های خط شکن قرار داده بودند.

انگار صدای تاریخ، از هویزه بر می خواست: یالثَاراتُ الحُسَین علیه السلام ...

طبل مردانگی و شور، در کوچه کوچه خرمشهر طنین انداز می شد و غریوِ وَ الْعادیاتْ، ترس بر جان خلیج انداخته بود.

صدای پای عشق، تمام نخل های زخمی را به هیجان آورده و اروند، در انتظار رقص دسته جمعی ماهی ها بود.

دیگر «مسجد جامع»، با تمام درد و داغ های نهفته اش، احساس پیری نمی کرد و عکس «محمد جهان آرا» تبسّم خویش از سر گرفته بود.

صدای آزادی در کوچه کوچه شهر جاری شده بود؛ حتی تمام دیوارهای ریخته، تاقچه های زخمی، پنجره های بدون قاب و حوض های بدون آب، حضور آزادی را حسّ می کردند.

انگار عشق، تمام قالب ها را در هم آمیخته است؛ حماسه اشک در نمایش تبسم، حتی اشک در چشم آسمانیان حلقه زده بود و ستایش گرانه به سجده های شُکر انصاراللّه رشک می بردند. این جا خونین شهر است؛ خونین از ترانه های ناتمام عاشقان.

این خاک، قسمتی از خاک کربلاست؛ دمیده از عطر و بوی عاشورا! آب نزدیک بود و وضو هم واجب! دست ها مثل حلقه های گل به هم پیوست و تاریخ، صفحه دیگری به روی شهر گشود؛

صفحه ای که مثل آسمان، پر از روشن ترین ستاره بود؛ ستاره های شهیدی که «رصدِ» وجودشان وسیع تر از ادراک نگاه های تلسکوپی جهان است و هیچ کس قادر به باز سازی خاطره های آسمانی اش نخواهد شد.

یاد آنها را که برای همیشه در نگاه خرمشهر خاطره شدند و یاد مردانی که خاطره پیروزی را در کنار مسجد جامع به وجود آوردند، گرامی می داریم.





نوشته شده در تاریخ شنبه 1 خرداد 1389 توسط یاور


                                                                                                                                                   نظرات()



 

Besm Allah

آیا می‌دانید که

انرژی گرمایی تولید شده از واکنشهای هسته‌ای در مقایسه با گرمای حاصل از سوختن زغال سنگ در چه مرتبه بزرگی قرار دارد؟

منابع تولید انرژی هسته‌ای که بر اثر سیلابها و رودخانه از صخره شسته شده و به بستر دریا می‌رود، چقدر برق می‌تواند تولید کند؟

کشورهایی که بیشترین استفاده را از انرژی هسته‌ای را می‌برند، کدامند؟ و ... .



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 فروردین 1389 توسط یاور ارسال شده در:.::ویژه نامه های مناسبتی::.


                                                                                                                                                   نظرات()



Besm Allah

در 12 فروردین ، وعده حق تعالی محقق شد و مردم ایران باشور، شوق، وحدت و یكپارچگی بر جمهوری اسلامی مهر تایید زدند.

با رای قاطع مردم به ‌استقرار جمهوری اسلامی، ساختار جدید سیاسی و اجتماعی در ایران شكل گرفت و آحاد جامعه حاكمیت قوانین اسلامی را خواستار شدند.

{{12 فرودین روز جمهوری اسلامی ایران گرامی باد}}





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 فروردین 1389 توسط یاور ارسال شده در:.::ویژه نامه های مناسبتی::.


                                                                                                                                                   نظرات()



Besm Allah

سال

همت مضاعف و کار مضاعف بر همگان مبارک

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسك یاهو ، متحرك             www.bahar-20.com





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 فروردین 1389 توسط یاور ارسال شده در:.::ویژه نامه های مناسبتی::.


                                                                                                                                                   نظرات()



 

Besm Allah

کینه های کهنه

بدون شک، نیاز مسلمین به اتحاد و اتفاق، از مبرم ترین نیازهاست، و درد اساسی جهان اسلام، همین کینه های کهنه میان مردم مسلمان است. دشمن همواره از همین شکاف ها سود می جوید. البته مفهوم اتحاد اسلامی که در صد سال اخیر، میان علما و فضلای مؤمن و روشن فکر اسلامی مطرح است، این نیست که فرقه های اسلامی برای ایجاد اتحاد اسلامی از اصول اعتقادی و یا غیر اعتقادی خود صرف نظر کنند و به اصطلاح مشترکات همه فِرَق را بگیرند و مختصات همه را کنار بگذارند؛ زیرا این کار نه منطقی است و نه عملی. از اینرو فرقه های اسلامی، در عین اختلافاتی که در کلام و فقه و غیره با هم دارند، به واسطه مشترکات بیشتری که در میان آنها هست، می توانند در مقابل دشمنان خطرناک اسلام، دست برادری بدهند و جبهه واحدی تشکیل دهند. 

قرآن و مسئله تفرقه

ز فکر تفرقه باز آی تا شوی مجموع به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد

در برابر اندیشه وحدت، اندیشه تفرقه افکنی و ایجاد چنددستگی قرار دارد. همگان جمله معروف «تفرقه بینداز و حکومت کن» را شنیده ایم. شاید باور این نکته چندان آسان نباشد که علی رغم تصور بسیاری از افراد، که این روش را منحصرا ابزار استثمار و استعمار برای سلطه گری بر ملت های عقب مانده وغارت آنها می دانند، به کارگیری آن قدمتی چندین هزارساله دارد. در قرآن کریم آمده است که: «فرعون در زمین برتری جویی کرد و اهل آن را به گروه های مختلفی تقسیم کرد». این شاهد قرآنی، خود مؤید گفته بالاست که استفاده از ابزار تفرقه افکنی پیشینه ای به قدمت طغیان و برتری طلبی انسان و بهره کشی او از هم نوع خود دارد. در نتیجه چرایی دعوت ادیان به وحدت کلمه و اعتصام همگانی به ریسمان الهی و نیز مخالفت طاغوت ها با پیام آوران این دعوت آشکار می شود.

جمهوری اسلامی، پیش گام وحدت اسلامی

وحدت اسلامی ـ که همواره آرزوی اندیشمندان اسلامی بود ـ با مجاهدت و تلاش خالصانه مسئولان جمهوری اسلامی پایه های اساسی آن تحکیم یافته است. تشکیل و تأسیس «مجمع التقریب بین المذاهب» از سوی رهبر معظم انقلاب زمینه را برای گفت وگوی مستقیم اندیشمندان و صاحب نظران برجسته جهان اسلام هموارتر ساخت و همین امر موجب شد تا گام های بسیار مهمی در خصوص وحدت  اسلامی برداشته شود. جمهوری اسلامی، بدون شک از همان آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، همواره با تمام توان، آیه های وحدت و همبستگی را برای مسلمانان قرائت نموده و گام های مهم عملی برای تحقق این هدف والا و ارزشمند برداشته است که بر هیچ فردی پنهان نیست.

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسك یاهو ، متحرك www.bahar-20.com





نوشته شده در تاریخ شنبه 8 اسفند 1388 توسط یاور ارسال شده در:.::رهبری و ولایت::..::رایانه و اینترنت::.


                                                                                                                                                   نظرات()



 
 Besm Allah
 
ریگی به همراه نفر دوم گروهك جندالله دستگیر شده است

خبرگزاری فارس:

 سركرده گروهك تروریستی جند الله به همراه نفر دوم این گروهك دستگیر شده است.


به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، ریگی در بسیاری از حركت های تروریستی و شهادت عناصر خدوم منطقه سیستان و بلوچستان نقش داشته است.
روابط عمومی وزارت اطلاعات در اطلاعیه‌ای اعلام كرد:‌ رهبر گروه تروریستی جند الله دستگیر شد. ریگی در اقدامات تروریستی كه در شرق كشور انجام داد ده‌ها نفر از نیروهای انتظامی و مردم بی‌گناه را قتل عام كرده است.
مصطفی محمدنجار وزیر کشور اخیرا در حاشیه مراسم تودیع و معارفه استاندار قزوین گفته بود: شرور ریگی در حال حاضر با تلاش‌هایی كه انجام شده لحظه‌ای آرامش ندارد و دائم در حال تعقیب است.
از جمله اقدامات تروریستی ریگی، شهادت تعدادی از شهروندان بمی در سال 85 در محور ترانزیتی کرمان به زاهدان در منطقه دارزین است. ریگی همچنین در اقدامات تروریستی كه در شرق كشور انجام داد، ده‌ها نفر از نیروهای انتظامی و مردم بی‌گناه را قتل عام كرده و به شهادت رسانده است.
عبدالمالك ریگی سركرده گروهك تروریستی موسوم به جند‌الله در راستای اهداف گروهكی خود اقدام به تاسیس مدرسه‌ای در پاكستان كرده بود. ریگی با هدف آموزش عملیات انتحاری اقدام به راه‌اندازی چنین مدرسه‌ای كرده بود. در این مدرسه افراد معتاد و فقیر از شهرهای ایالت بلوچستان پاكستان جمع‌آوری شده و به آنها آموزش عملیات انتحاری داده می‌شد.
تعدادی از این افراد آموزش دیده به كمربند انتحاری مجهز شده‌ و با پشتیبانی گروهك تروریستی جند‌الله و به منظور انجام عملیات خرابكاری (انتحاری) وارد خاك ایران شدند.

((درود بر سربازان گمنام آقا امام زمان (عج)

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسك یاهو ، متحرك www.bahar-20.com





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 اسفند 1388 توسط یاور ارسال شده در:.::ویژه نامه های مناسبتی::.
برچسب ها: عبدالمالک ریگی -اطلاعات-سربازان گنام امام زمان(عج)

                                                                                                                                                   نظرات()



چهل روز گذشت و عاشورا چهل روزه شد. و تو نیز بازگشتى. این­جا همان سرزمینی است که دلت همانند گلبرگ­های پرپر، از هم گسیخت! همان سرزمینی که هر جایش قدم گذاشتى، ردّی از خون آبله­های اسارت و درد را دیدى! همان سرزمینی که دل سه ساله دختر از داغ سربریده پدر آب شد، اما آب ننوشید! و این سرزمین هنوز روایت می­کند این کابوس تلخ را بریده بریده!

و تو به این سرزمین بازگشته­اى! و دوباره آن روز را در خاطر خود تداعی می­کنی که ظهر بود و خورشید، در میانه آسمان! و گوش فلک پر از صدای چکاچک شمشیرها و تاخت و تاز اسب­ها! و اینک خورشید بی­رمق می­تابد و خاک بوی اندوه می­دهد. چهل روز گذشته است و شمشیرهای آخته، بی­نیام بر خاک افتاده ­است! هنوز بوی دود و خون خاطره تلخ خیمه­های سوخته را در ذهن تداعی می­کند. هنوز تلخی این شوکران، جان تاریخ را مسموم می­سازد! آسمان شرحه شرحه این همه زخم را هر روز روایت می­کند و به سوگ می­نشیند.

حسین(ع) اگر گفت: می­روم که جای نشستن نیست؛ برای اصلاح امت جدم؛ امتی که هرچه فریاد کشید: لِمَ تَسْتَحِلُّونَ دَمِی پاسخی از آن­ها نشنید! تو نیز برخاستی که جای نشستن نبود؛ برای اصلاح امت جدت و فریاد برآوردى: آیا گریه می­کنید؟ و فریاد بلند می­کنید؟‌ آری به خدا بایستی زیاد گریه کنید و کمتر بخندید که دامن خویش را به عار و ننگی آلوده کردید که هرگز شست و شویش نتوانید کرد. چه سان توانید خون پسر خاتم نبوت و معدن رسالت را شست! خون سرور جوانان اهل بهشت و پناه نیکان شما و گریزگاه پیش­آمدهای ناگوار شما، و جایگاه نور حجت شما و بزرگ و رهبر قوانین شما. بدانید که گناه زشتی را مرتکب شدید، از رحمت خدا دور باشید و نابود شوید که کوشش­ها به هدر رفت، و دست­های شما از کار بریده شد و در معامله خود زیان کردید. وای بر شما ای مردم کوفه! می­دانید چه جگری از رسول خدا(ص) را بریدید و چه پرده نشینی را از حرمش بیرون کشیدید؟ و چه خونی از او ریختید؟ و چه حرمتی از او هتک کردید؟([1]).

و باز هم پاسخی ندادند که نه آن روز بر ندای حسین(ع) پاسخی داشتند که بدهند، و نه امروز در برابر فریاد تو...!

آن روز آسمان بی­تاب رسیدن حسین(ع) آغوش گشوده بود و امروز سرزمین کربلا بی­تاب رسیدن تو!

اینک که تو بازگشته­اى، توفان خوابیده است، هیاهوها آرام گرفته و تازیانه­ای بر اندام­های خمیده و بدن­های بی­سر، فرود نمی­آید. آنان به خیال خام خود، بر زخم­های عداوت مانده از بدر و احد و خندق مرهم نهاده­اند، اما هرگز نفهمیدند که خویش را رسوا کردند در همه تاریخ ... و اینک تو را قرون متمادی سلام می­دهند:

سلام بر سر مطهرت! سلام بر صورت منوّرت! سلام بر لبان خونینت! سلام بر پیکرت که بی­نهایت زخم داشت! سلام بر پیکرت که پامال سم اسبان گشت! سلام بر سرت که از قفا بریده گشت! ([2])

[1]. شیخ طوسى، امالى، ج 1، ص 90.

[2]. ر.ک؛ زیارت ناحیه مقدسه.





نوشته شده در تاریخ جمعه 16 بهمن 1388 توسط یاور ارسال شده در:.::رهبری و ولایت::.


                                                                                                                                                   نظرات()



04771564833833913598.jpg 

فاصله شب تاریك حكومت طاغوت، تا صبح روشن فجر صادق انقلاب، ده روز خدایى بود، شبهایش همه شب قدر، آرى ... " دهه فجر"

پس از آن ده روز، سپیده روشن" جمهورى اسلامى" دمید.

" كلمه‏الله‏" بر فراز زمان جاى گرفت و آن روز بزرگ، یكى دیگراز "ایام الله‏" ماندگار تاریخ شد.

كاخ‏هایى كه به قیمت ویرانى كوخ‏ها برپا شده بود، به دست كوخ ‏نشینان سقوط كرد و محشرى عظیم از اراده مومنان مصمم و مشیت ‏تحول آفرین خدا پدید آمد. دیو گریخته بود كه فرشته در آمد.

امام، در پیام خدایى‏اش و با دم مسیحایى‏اش در شهیدآباد " بهشت‏زهرا" ، در" صور انقلاب‏" دمید و مردم را در عرصات حق و محشر نهضت، جان بخشید.

آن ده روز فجر آفرین، از ده قرن هم پربارتر بود و 22 بهمن، اوج آن موج‏هاى خونین و موج آن شطهاى خروشان بود.

بارى... " صبح صادق‏" انقلاب بود و فجر ایمان از مشرق مكتب ‏سرزده بود كه به " نماز عشق‏" ایستادیم. با وضویى از خون ‏دهها هزار شهید، برسجاده صدق نشستیم و پیشانى اخلاص بر مهر تعبد نهادیم و دل به "ولایت" سپردیم.

همین كه خواستیم ذكر استقلال و آزادى بر" زبان انقلاب" جارى ‏كنیم، شیاطین سربرداشتند و تیغ كینه بركشیدند و بذر فتنه ‏كاشتند. " ناكثین" ، سوار بر "جمل قدرت طلبى‏" ، در بصره  ‏بى‏بصرى فتنه به پا كردند. " قاسطین‏" ، دیگر بار " صفین‏" را پدید آوردند و صف حق و باطل برابر هم ایستاد و "مارقین‏" نیز در " نهروان خیانت‏" از پشت‏ خنجر زدند. بازرگانان، تهی دست ازبازار برگشتند و كالاى "آزادى‏" شان قلابى از آب در آمد و روى‏ دستشان باد كرد. شیادان و مزدورانى كه سنگ " توده" و "خلق‏" را به سینه مى‏زدند،  به دست همان توده و خلق، سنگسار شدند ونفاقشان علنى و مشتشان باز شد.

در این همه سال كه برما گذشته است، " فجر پیروزى‏" با " شب‏كین توزى‏" درگیربوده و حق و باطل، هنوز هم به نوعى دیگر دربرابرهم صف آراسته‏اند. در این سالهاى پرفراز و نشیب، با همه‏ وجود، غربت‏ حسین(ع) و مظلومیت على(ع) را حس كردیم و میدان احد ومعركه صفین و صحنه كربلا بارها برایمان تكرار شد.

با نفاق و كفر جنگیدیم و احزاب مهاجم را تا آن سوى "خندق ‏پیروزى‏" عقب راندیم. پرچم شرق و غرب را از بام تزویر به زیركشیدیم. و... دراوج قدرت، از پشت‏ خنجر خوردیم و در نهایت ‏تنهایى و مظلومیت، تنها خداى یكتا دلمان را گرم و عزم ما را جزم مى‏كرد و به آینده امیدوارمان مى‏ساخت.

در تمامى این مراحل، پیر و مراد ما، همچون نوح، كشتیبان انقلاب ‏در امواج توطئه‏ها بود و با بصیرتى الهى "راه‏" مى‏نمود و براى‏"رهروان‏" از میان آن همه خطرها "معبر" مى‏گشود.

دردمندانه به سوك امام امت(ره) نشستیم و پس از آن پیر، با مولاى جدیدمان پیمان ولایت‏ بستیم، ولى دشمن، جبهه جدیدى بر ضد انقلاب گشود كه رهبر انقلاب، از آن با " شبیخون فرهنگى‏" یاد كرد.

افعى‏هاى خفته در لابه لاى جراید ومجلات، به نیش زدن و سمپاشى ‏پرداختند.

محور عملیات دراین نبرد، مدرسه‏ها، خانه‏ها، مطبوعات، فیلم‏ها، جشنواره‏ها، ماهواره و اینترنت، القائات برخى استادان دردانشگاه، نشر و پخش رمان‏هاى مبتذل وخانمان سوز، اشاعه بى‏دینى وسكولاریسم، قداست زدایى از مقدسات و توهین به باورهاى دینى این‏امت ‏بود. مى‏خواستند عناصر فرارى و مرده و فسیل شده را دوباره ‏زنده كنند و ابوسفیان‏هاى كینه ‏توز را به صحنه آورند.

حادثه‏هاى تلخى داشتیم. و فراز و فرودهاى شگفت، عبرت آموز وروشنگر بر این امت ‏شهید داده گذاشت.

اینك، ماییم و "انقلاب اسلامى‏" ، كه یادگار امام راحل است.

ماییم و رهبرى كه درخروش و خلوص و درایت و صلابت، "خلف‏ صالح" امام امت است.

ماییم و نسلى پویا، كه هم "آماج فتنه‏ها" ست و هم " ذخیره‏انقلاب."

ماییم و یك جهان دشمن، كه در قالب " نظامهاى استكبارى‏" شكل ‏گرفته است.

ماییم و یك جهان دوست، كه در مبارزات ضد استكبارى و حق طبانه‏ ملتهاى مظلوم، متجلى است و همه چشم به "ام القرى ایران‏" دوخته‏اند و تشنه معارف ناب مكتب اهل‏بیت علیهم السلام اند.

ماییم و جنگ فرهنگها در عصرحاضر و تلاش گسترده " وهابیت‏آمریكایى" بر ضد

"اسلام ناب محمدى‏" .

ماییم و جبهه‏هاى متعدد گشوده در برابر انقلاب، در ابعاد سیاسى، نظامى، فرهنگى و اقتصادى، كه این مرحله، بیش از گذشته،"بصیرت" و "هوشیارى" و "آمادگى‏" و "پیام رسانى‏" و" تبیین‏" مى‏طلبد.

ما امروز هم، گرفتار مشكل "صدا" درجهان شلوغى هستیم كه ‏دروغهاى نشسته برامواج صوتى و تصویرى، عرصه را بر تابش و جلوه‏ حق، تنگ ساخته است.

چشم و گوش انقلاب، باید بسیار تیزبین‏تر و حساس‏تر باشد، تا هم‏ فتنه‏ها را در قالب‏هاى جدیدش بشناسد و هم دروغ‏ها، تحریف‏ها، شایعات و غوغا افكنى‏ها و فتنه‏انگیزى‏ها، فرزندان انقلاب و نسل دوم‏ جمهورى اسلامى را از "جلوه ناب دین‏" غافل نسازد.

اگر ما پیمان نشكنیم و عوض نشویم، نه بیم شكست انقلاب هست، نه ‏خوف سست ‏شدن بنیان‏هاى آن. رسالت رساندن این نهضت ‏به "عصرحضور" و سپردن آن به دست‏"خورشید عصر غیبت" ، بر دوش ماست.

جبهه انقلاب و پیمان بستگان با آرمان دهه فجر، باید بیش ازاین " تلاش و تحرك و همبستگى نشان دهند."





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 بهمن 1388 توسط یاور ارسال شده در:.::رهبری و ولایت::.


                                                                                                                                                   نظرات()



 Besm Allah
پیامدهای اجتماعی نهضت حسینی علیه السلام

بی تردید هر حرکت و جنبشی که با هدف سازمان نوین و نظام جدید و اصلاحات معنوی و یا هر هدف دیگری برپا شود، به دنبال خود تأثیر و پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم بر افکار عمومی و اوضاع و شرایط اجتماعی می گذارد. در این میان، تفاوتی میان آن قیامی که با هدف حمایت از حق و اصلاح امور و ایجاد عدالت و رسیدن به فضایل انسانی صورت می گیرد و آن نهضتی که در پی رسیدن به اغراض شخصی و گروهی است، وجود ندارد. اما آن دسته از قیام هایی که در راه فضایل انسانی قرار گرفته اند، محدود به زمان خاصی نبوده و پایدارترند و اساسا شکست در آن ها معنا ندارد، بلکه همواره در خاطره ها زنده مانده و می مانند، هرچند در ظاهر سرکوب شده و قیام کنندگان از میان رفته باشند.

قیام خونین سیدالشهدا علیه السلام ، قیامی است که در ظاهر، روز دهم محرم سال 61 هجری سرکوب گشته و خاندانش را به اسارت بردند و حکّام آن روز جشن پیروزی برپا نموده و رقص شادی نمودند، اما طولی نکشید که شعاع وجودی این نهضت خونین عالم را در نوردید و از فردای عاشورا، صدای عاشوراییان در کوی و برزن ها پیچید و عَلَم پیروزی برافراشت و کاخ بیدادگری را لرزاند. امروز راز این حقیقت را باید در ماهیت این نهضت جست وجو کرد و آن چیزی جز اصلاح امور و احیای فضایل انسانی و کرامت بشری و معامله با وجود رحمانی نبود. چنانکه قائد اعظم این نهضت با صدای رسا فرمود: «انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدّی و شیعة ابی علی بن ابیطالب.»(1) و اصلاح جامعه از کژی ها و انحرافات، خواسته باطنی هر انسان آزاده ای است و به همین دلیل است که از آن هنگام تا به امروز نهضت عاشورا همواره مورد توجه مشتاقان حقیقت و جویندگان طریقت بوده و هست و هر روز رازی از آن واقعه پررمز و راز برای پویندگان راه کمال و سعادت گشوده شده و چون چشمه سار معرفت الهی همواره می جوشد و تشنگان فضایل انسانی را سیراب می کند.

ما در سال «عزّت و افتخار حسینی» برآنیم که یک بار دیگر به سوی آن دریای معرفت رفته و این بار با رویکردی جامعه شناختی، در ساحل آن دریای موّاج به نظاره نشسته و توشه راه برداشته و ره کمال پیشه کنیم و پیامدهای اجتماعی این نهضت غرورانگیز را برشماریم. باشد که این حرکت ناچیز مقبول اهل نظر افتد.

1. خودآگاهی مسلمانان

تاریخ گواهی می دهد که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ، با هدایت الهی و حمایت علوی توانسته بود امتی تربیت کند که به جای دل دادن به شمشیر و دیده به قبرها دوختن «حتی زرتم المقابر» (تکاثر:2) و لب به کاسه شراب داشتن، سر به آستان قدسی ساییده و چونان ملایک لب به ذکر تسبیح گشوده و شب را به قیام و قعود گذرانده و روز را در کنار رحمت الهی و به یاد خدا سر کنند.

اما پس از رحلت جانگداز نگین خلقت، جمعی در سقیفه گرد آمده و سکّان هدایت جامعه نبوی را به ناحق در دست گرفته و با کنار گذاشتن نگار رحمت و جان احمد، کاروان امت را از ره کرامت بازداشته و در مسیر جهالت قرارداده و ره حاکمیت اموی را هموار نمودند و سرانجام، خلافت با لباس سلطنت بر تن ناپاک زاده سفیان فرود آمد و آن زاده کینه چنان وضعیتی را در جامعه اسلامی پدید آورد که حق پرستان و ره پویان طریقت محمدی در اقلیت مطلق قرار گرفته و انسجام و وحدت جای خود را به از هم گسیختگی و پراکندگی داد. مورّخان، مردم زمان امامت حسین بن علی علیه السلام ، را به چند دسته تقسیم می کنند:

دسته اول، که قسمت عمده مردم را تشکیل می دادند، کسانی بودند که در مقابل فساد معاویه سکوت اختیار کرده و به پستی و خواری تن داده بودند. نمونه آشکار این خواری، بیعت با یزید که به شراب خواری و سگ بازی شهره بود به عنوان جانشین معاویه بود.

دسته دوم کسانی بودند که منافع خصوصی خود را بر رسالت و امامت ترجیح می دادند. این دسته بر خلاف دسته اول، فارغ از ظلم و انحراف بنی امیه بودند و آن را احساس نمی کردند.

دسته سوم، ساده لوحانی بودند که تحت تأثیر تبلیغات و عوام فریبی های معاویه، اعمال و رفتار دستگاه بنی امیه را قانونی دانسته، از آن پیروی می کردند؛ چون می دیدند ابن هیثم های شب زنده دار در مدح و منقبت آنان روایت می کنند!

دسته چهارم، کسانی بودند که می پنداشتند امام حسن علیه السلام خلافت را به معاویه واگذار کرده و با وی، به دلیل اوضاع و احوال پیچیده زمان، سازش نموده است. هرچند مردم کوفه از نزدیک در جریان صلح تحمیلی بودند، اما مسلمانان دیگر در سایر مناطق از این موضوع بی خبر بودند.

دسته پنجم، یاران و پیروان واقعی اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله و امام حسین علیه السلام بودند که بسیار اندک بوده و در گوشه و کنار سرزمین های اسلامی می زیستند و هنگام نهضت و قیام اباعبدالله علیه السلام توان لبیک گفتن را نداشته اند؛ زیرا کوفه تحت کنترل شدید نظامیان عبیدالله فرماندار یزید بود.(2)

به هر حال، وضعیت جامعه اسلامی به گونه ای بود که امام حسین علیه السلام به همراه یاران باوفایش مظلومانه در سرزمین طف به شهادت رسیدند و در این میان حتی بنی اسد که در نزدیکی کربلا زندگی می کردند نیز از یاری فرزند زهرا علیهاالسلام دریغ نمودند.

پایگاه وبلاگ نویسان بسیجی استان گلستان

فرارسیدن ایام سوگواری امام عاشق و یاران با وفایش را

به تمام  بسیجیان استان گلستان تسلیت عرض مینمایم





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 آذر 1388 توسط یاور ارسال شده در:.::رهبری و ولایت::.


                                                                                                                                                   نظرات()



  

تابسیجی زنده هست نمی گذارد

 خون دلی كه به دل امام بسیجیان تحمیل كردند بر جانشین خلفش

حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (حفظه الله )

ولی امر مسلمین جهان تحمیل كنند.

هیهات هیهات كه مابسیجیان تصمیم گرفته ایم كه تا زنده هستیم

وجودمان آنقدربرای دشمنان ولایت مزاحم وخطرناك باشد

كه دشمنان دین خدا وجود ماراتحمل نكنند

ودرحالی كه ضربه های سهمگینی به پیكره دشمنان ولایت وارد كرده ایم

خونمان رازیر درخت اسلام همچون شهدای صدر اسلام

بدر واحد وشهدای بلند مرتبه كربلا

تقدیم راه وهدف متعالی ولایت نمائیم.

 

 
 
پایگاه وبلاگ نویسان بسیجی استان گلستان
 
ضمن عرض تسلیت
 
بدنبال هتک حرمت بنیانگذار انقلاب اسلامی
 
و توهین به ساحت قدسی و ملکوتی پیر مرادمان
 
حضرت امام خمینی رحمه الله علیه
 
و اهانتهای بیشمار به مقام عظمای ولایت
 
 حضرت آیت الله عظمی امام خامنه ای مدظله العالی
 
 توسط عده ای وطن فروش خاین جاهل را اعلام می دارد
 
و اعاده حیثیت این بزرگواران و
 
گرفتن انتقام سخت از مسببین اصلی اش
 
 را بر خود فرض و مهم می شمارد.
 
بر روح پاک حضرت امام صلوات
 
 
 




نوشته شده در تاریخ شنبه 21 آذر 1388 توسط یاور ارسال شده در:


                                                                                                                                                   نظرات()



 

ذی الحجه روز انگشتر بخشی حضرت علی علیه سلام در حال رکوع و نازل شدن آیه ای در مورد این عمل ایشان و روز بزرگ مباهله به سال ۱۰ قمری
زمینه ‏ساز واقعه مباهله نامه رسول‏خدا (ص) به مسیحیان نجران و دعوت آنها به اسلام بود. پیام اصلى این نامه اعلام رسالت رسول‏خدا و دعوت از اسقف یا اسقف‏هاى نجران و مردم مسیحى آن منطقه به آیین اسلام بود. اما در صورتى از پذیرش اسلام امتناع ورزند یا باید مقررات ویژه پرداخت جزیه به حكومت اسلامى را بپذیرند و یا آماده جنگ شوند. اما روز واقعه:
آفتاب مدینه بالا آمده بود و چشمها به انتظار نشسته بود. مسلمانانى كه از قرار این روز اطلاع داشتند جمع شده بودند و مسیحیان نجران چشم دوخته بودند كه پیامبر كى و چگونه خواهد آمد به یك باره دیدند كه پیامبر از خانه بیرون شد مانند همیشه ساده و با صفا و معنویت و در پیرامون او تنها مرد و زن جوانى به همراه دو فرزند خردسال اما چهره‏هایشان جذاب و گیرا، قدمهایشان استوار و دلهایشان در برابر پروردگار خاشع و بى اعتنا به دنیا و اهل دنیا به میقات خویش مى‏روند.
دست حسن در دست پیامبر و حسین در آغوش او و على‏علیه السلام پیش روى او و فاطمه پشت سر پیامبر حركت مى‏كرد. دست حسن در دست پیامبر و حسین در آغوش او و فاطمه پشت سر آن حضرت و على پشت سر فاطمه قرار داشت و رسول‏خدا بدانان فرمود كه چون من دعا كردم شما آمین بگویید. بارى پیامبر خدا از مدینه بیرون شد در حالى كه عباى موئین سیاه رنگى بر دوش داشت آمد تا به نزدیكى دو درخت رسید. او فرمود كه میان دو درخت را جاروب و مسطح كردند عباى خود را روى آن دو درخت پهن كرد و همراهان خود را در زیر آن جاى داد و خود در پیش ایستاد و دوش چپ خود را در زیر عبا داخل كرد و بر كمانى كه در دست داشت تكیه داد و دست راست خود را براى مباهله به سوى آسمان بلند كرد و مردم از دور نظر مى‏كردند كه چه خواهد كرد.
اسقفها گفتند چرا با بزرگان اهل شأن كه ایمان به تو آورده‏اند بیرون نیامده‏اى و تنها با تو همین جوان و زن و دو كودك است؟ حضرت فرمود كه من از جانب خداوند مأمور شده‏ام كه به همراه اینها با شما مباهله كنم. پس به سوى اصحاب خود بازگشتند و منذربن علقمه برادر ابوحارثه كه پیشتر در مجلس مشورتى اهل نجران حاضر نبود و بعد از آن همراه این گروه شده بود بقیه را نصیحت كرد كه شما و هر كسى كه با كتابهاى الهى آشنا است مى‏داند كه ابوالقاسم محمد همان پیامبرى است كه همه پیامبران به او بشارت داده‏اند. در این وقت علائم نزول عذاب ظاهر شد. آفتاب متغیر شد و كوه‏ها لرزید و با آن كه فصل تابستان بود ابر سیاهى پیدا شد درختان سر به زیر آورده بودند و مرغان بر زمین بال گسترده بودند. پس سید و عاقب به منذربن علقمه گفتند نزد محمد و پسر عمویش على را واسطه كن كه محمد خاطر او را مى‏خواهد و از گفته او بیرون نمى‏رود و پیمان‏نامه درست كن. منذر به محضر رسول‏خدا رسید و مسلمان شد و پیام آنان را رساند و رسول‏خدا على را براى مصالحه با آنان فرستاد. على‏علیه السلام پرسید كه با ایشان چگونه صلح كنم حضرت فرمود هر چه كه رأى تو باشد پس على‏علیه السلام با آنان توافق كرد كه هر سال دو هزار جامه نفیس بدهند و هر سال هزار مثقال طلا نصف آن را در محرم و نصف دیگر را در رجب. پس چون رسول‏خدا با اهل بیت خود به سوى مسجد بازگشت جبرائیل نازل شد و گفت حق تعالى به تو سلام مى‏رساند و مى‏گوید كه بنده‏ام موسى به همراه هارون و فرزندان هارون با دشمن خود قارون مباهله كرد و حق تعالى قارون را با اهل و مالش و یاورانش به زمین فرو برد . به جلالت خود قسم مى‏خورم كه اگر تو به همراه اهلت با اهل زمین و همه مردمان مباهله مى‏نمودید هر آینه آسمانها پاره‏پاره و كوهها ریز ریز مى‏شدند و زمین فرو مى‏رفت پس رسول به سجده رفت و پس از آن دستها را بلند كرد سه بار گفت شكرا للمنعم چون از وجه این كار پرسیدند فرمود خداوند جهانیان را شكر كردم به واسطه انعامى كه نسبت به اهل بیت من كرامت فرمود و سپس از آنچه جبرئیل آورده بود به ایشان خبر داد. و به نقل شیخ مفید و شیخ طبرسى چون پیامبر با آن چهار تن آمد اسقف آنان پرسید اینان چه كسانى هستند كه همراهش مى‏آیند بدو گفتند این پسرعمویش و دامادش و پدر دو فرزندش و محبوبترین مردمان نزد او على‏بن ابى‏طالب است و این دو طفل دو پسر دخترش از طرف على هستند كه نزد او از همه محبوبترند و آن زن دخترش فاطمه است كه عزیزترین مردم نزد اوست و علاقه قلبى پیغمبر بدو از همه بیش‏تر است. اسقف آنان گفت ببینید كه با خواص خود یعنى فرزندان و اهلش آمده است و مى‏خواهد به وسیله آنان مباهله كند چون به حقیقت كار خویش مطمئن است به خدا قسم اگر مى‏ترسید كه چیزى به ضررش تمام شود آنان را نمى‏آورد از مباهله با او بپرهیزید به خدا قسم كه اگر موقعیت قیصر نبود مسلمان مى‏شدم
چون حضرت براى مباهله بر دو زانوى خود نشست بزرگ نصرانیان گفت بخدا سوگند چنان نشسته است كه پیغمبران براى مباهله مى‏نشستند و برگشت و جرأت بر مباهله پیدا نكرد . و گفت اگر بر حق نمى‏بود چنین جرأت بر مباهله پیدا نمى‏كرد و اگر با ما مباهله كند یك سال نخواهد گذشت كه هیچ نصرانى باقى نخواهد ماند. من صورتهایی را مى‏بینم كه اگر از خدا بخواهند كوهى را از جاى خود بركند هر آینه خواهد كند پس مباهله نكنید كه هلاك مى‏شوید
رسول‏خدا فرمود اگر با من مباهله مى‏كردند هر آینه همه به صورت میمون‏ها و خوك‏هایى مسخ مى‏شدند و تمام این وادى برایشان آتش مى‏شد و مى‏سوختند و حق تعالى جمیع اهل نجران را مستأصل مى‏كرد به گونه‏اى كه حتى مرغى بر سر درختان آنان باقى نمى‏ماند .
سرانجام آفتاب حقیقت ظاهر شد و هیچكس از عام و خاص، مسلمان و غیرمسلمان در آن صحنه حاضر نبود جز آن كه دید رسول‏خداصلى الله علیه وآله وسلم على و فاطمه و حسن و حسین‏علیهم السلام را در زیر عبا جمع كرد و آنگاه فرمود:
«اللهم هؤلاء اهلى»
و در حق آنان آیه تطهیر را قرائت فرمود:
«انما یریدالله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهرهم تطهیرا» (احزاب/ ۳۲)

پایگاه وبلاگ نویسان بسیجی استان گلستان

این روز را گرامی  و عزیزمی دارد.

التماس دعا






نوشته شده در تاریخ جمعه 20 آذر 1388 توسط یاور ارسال شده در:.::رهبری و ولایت::.


                                                                                                                                                   نظرات()



http://dl.binandeh.ir/pic/ghadir%20ghom.jpg

غدیر، نه فراموش شدنی است و نه کهنه شدنی؛ ماندگار است و پویا و زندگی ساز.

غدیر، تجلی ولایت و رکن حیات معنوی انسان است.

غدیر، روز اکمال دین و اتمام نعمت حق است.

غدیر، آزمایشگاه بود و علی، وسیله امتحان مدعیان ایمان، تا در جریان اطاعت از

رهبری او و پذیرفتن ولایتش، صداقت او را در عمل نشان دهند.

پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم، خواست تا جریان رهبری

امت، از آغاز به دست پاکترین و شایسته‌ترین افراد باشد و آب زلال حق، در بستر

 تاریخ و زمان و در توالی نسلها و اندیشه‌ها، آلوده نگردد و دشمنان نتوانند از آب گل

 آلود، ماهیِ مراد خویش را بگیرند.

بر همین اساس است که غدیر هیچ گاه فراموش نمی‌شود؛ بلکه همواره نامیرا و

 جاودانه باقی خواهد ماند.

مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای:

ولایت معنای ظریفی دارد که عبارت است از پیوستگی، پیوند،

 در هم پیچیدن و در هم تنیدگی؛

این معنای ولایت است.

پایگاه وبلاگ نویسان بسیجی استان گلستان

 این عید ولایت را به تمام مسلمین جهان تبریک و تهنیت عرض می نماید.





نوشته شده در تاریخ جمعه 13 آذر 1388 توسط یاور ارسال شده در:.::رهبری و ولایت::.


                                                                                                                                                   نظرات()


خانه
خبــر تـصــویــری( جدید)


نویسندگان





ثبت نام مسابقه
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
موضوعات
پایگاه های وبلاگ نویسان ارزشی
شهرستانهای استان گلستان
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
لوگوی دوستان