نظرسنجی

نظر شما در مورد ظاهر جدید پیک نینوا چیست؟

صفحات جانبی

آمار بازدید

» کل بازدید ها :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل مطالب :
» آخرین بروز رسانی :


ADS
صفحات سایت :

برخلاف تحلیلی كه از حوادث سال 88، ارائه می‌شود كه این ماجرا داخلی بود، اسناد زیادی هست كه ارتباط با خارج برقرار شده بود و در مورد موسوی این اسناد وجود دارد كه سازمان‌های آمریكایی سال‌های قبل از 88 و حداقل از سال 1375به ایشان وصل بودند.

یكی از كارهای آمریكائی‌ها این بود كه گروه‌هایی از ایران را به خارج دعوت كردند به طور متوسط در هر تور 100 نفر شركت داشته‌اند كه تعداد آنها 110 تور بوده است و هر كدام از این تورها یك دوره یك ماهه می‌دیده‌اند، آنها نمی‌آمدند آدم‌های مخالف نظام را شناسایی كنند و با خود ببرند بلكه عناصری كه ظرفیت دارند می‌بردند واشنگتن و آموزش می‌دادند.یك فتنه طراحی شده در خارج بود به سال‌های قبل برمی‌گردد. از سال 2006 آمریكائی‌ها تداركات گسترد‌ه‌ای در این باره داشته اند حداقل تدارك خارجی‌ها 10 برابر ایرانی‌ها است.در بیانیه موسوی اصلاً لفظ شهید شهریاری را به كار نبرده است و از ترور دانشمندان ایرانی اسم برده است و در آخر هم می‌گوید كه چكار می‌كنیم كه دانشمندانمان ترور می‌شوند و این همان حرف آمریكائی‌ها را می‌زند.این یك پروژه است نه دو پروژه و عناصری در این صحنه فعالند كه عنان را هم خارجی‌ها در آن دست دارند.شما دقت كنید در روز عاشورا قرار بود كاری انجام شود؛ سایت بی‌بی‌سی فارسی داشت به آشوب گران خط می‌داد و می‌گفت كه قرار نیست نیروی انتظامی مداخله كند و قرار نیست كار به خشونت كشیده شود و در ادامه می‌آید به دروغ می‌نویسد: خیابان مملو از جمعیت مخالف است، گروهها دارند به هم می‌پیوندند، از پلیس خبری نیست» این یعنی اینكه صحنه را مدیریت می‌كند. یك تظاهرات بی‌ضرر و بی‌خطر را دارد به تصویر می‌كشد. در سطح بین‌المللی قطع‌نامه تصویب می‌شود و توهین‌هایی می‌كنند و لذا قطعاً این حلقه‌ها حلقه‌های مكمل هستند.كار مشترك می‌كنند منتهی كار مشتركی كه در راستای اتاق فكرهای خارجی هستند.آنها افراد را آنالیز می‌كنند شخصیت‌ها را و بر اساس آن برنامه‌ریزی می‌كنند، شك نكنید، سفیر انگلیس را نگاه كنید كه در وبلاكش همزمان با بیانیه موسوی، بیانیه می‌دهد و بر خلاف عرف دیپلماتیك علیه كشور محل ماموریتش لجن پراكندی می‌كند.به شخصیت شناسی روی آورده‌اند. آنها خیلی وقت بود كه شناسایی كرده‌اند كه موسوی می‌خواهد وارد سیاست شود در اسناد آمده موسوی شخصیتی پرخاشگر، متكبر و قدرت‌طلب است.این مجموعه‌ها در مورد شخصیت‌های موثر ایران هم مطالعاتی و جمعبندی‌هایی دارند كه مثلا فلانی روحیات سازشكارانه و پرخاشگرانه دارد و می‌توان از او یك چهره مخالف نظام ساخت.در ماجرای فتنه از همه این ظرفیت‌ها استفاده كردند كه جریان فتنه را پشتیبانی كنند و از آن برای مقابله با نفوذ ایران استفاده كنند. تمام این جریانات وصل‌اند به یك سیستمی در آمریكا كه در آن سیستم افرادی حضور دارند آمریكایی ایرانی و غیر ایرانی كه مسائل جهان اسلام و از جمله ایران را در آنجا پخت‌ و پز می‌كنند و می‌گویند ما باید این جریان‌ها را فعال كنیم و ادبیات آنها را منتشر كنیم و ارتباط شكل‌گیری این شبكه‌ها با ایران این است كه می‌خواهند در مقابل جمهوری اسلامی پادزهر ایجاد كنند.در واقع برخلاف تحلیلی كه ارائه می‌شود كه این ماجرا داخلی بود، اسناد زیادی هست كه ارتباط با خارج برقرار شده بود و در مورد موسوی این اسناد وجود دارد كه سازمان‌های آمریكایی سال‌های قبل از 88 و حداقل از سال 1375به ایشان وصل بودند.

اشاره:

نشست های تخصصی مركز مطالعات وزارت كشور در خصوص حماسه نهم دی فرصتی بود كه اندیشمندان در یك محفل تخصصی به بیان جمع بندی خود در خصوص جریان فتنه و حماسه نهم دی بپردازند آنچه در ادامه می آید متن كامل سخنان سعد الله زارعی كارشناس مسائل سیاسی در این نشست با عنوان " گزارشی از اطاق فرمان فتنه 88 " می باشد:


*واژه فتنه را در رابطه با وقایع پس از انتخابات،اولین بار مقام معظم رهبری استفاده كردند

---------------------------------------------------------------------------------------------------

سوالی كه من مطرح می كنم این است كه فتنه 88 دارای چه ماهیت و هویتی بود ؟ اطاق فرمان كجا بود؟ و طرح چه بود؟،درخصوص این ماجرا واژه فتنه را اولین بار حضرت آقا استفاده كردند حضرت آقا با توجه به اطلاعات عمیقی كه نسبت به مسایل دینی دارند ، پدیده‌های اجتماعی را با نگاه دینی می‌كاوند. از این رو و بیشترین استفاده را حضرت آقا از این واژه برای تبیین ماهیت و كاركرد این جریان كرده‌اند.

فتنه در دین ما به یك معنا جنبه اثباتی و مثبت دارد و آن را یك فرصت و موقعیتی می‌داند كه اهل حق در آن فرصت و میدان، امتحان شده و حقانیت خود را اثبات می‌كنند ، فتنه عرصه و جایگاهی است برای امتحان و آزمایش در آیات متعدد قرآن كریم از این منظر در مورد فتنه صحبت شده است عبارت «لقدفتنا الذین» در جاهای متعدد قرآن آمده است در آیه دوم سوره عنكبوت هم از واژه فتنه استفاده شده و می‌فرماید: «احسب الناس ان یتركوا ان یقولوا امنا و هم لا یفتنون»

وقتی قرآن برای مومنان از فتنه سخن می‌گوید منظور آن امتحانات است كه برای جوشش درون انسان و به مرحله ظهور رسیدن قابلیت‌های فطری آن می‌باشد باید ابتلایی باشد تا كسی مثل قاسم بن‌الحسن علیه‌السلام بگوید شهادت برای من با حلاوت‌تر از عسل است باید میدانی ایجاد شود و امتحانات پیش بیاید تا این صفت‌ها به ظهور برسند.

فتنه ، از سوی دیگر یك جنبه منفی هم دارد و آن این است كه انسان‌هایی در آن مردود شده و شكست می خورند به جای اینكه به رشد بر سند دچار ریزش شوند اینها جلوه‌های بد فتنه است كه سال گذشته پیش‌آمد حضرت آقا با همین نگاه قضایای سال گذشته را فتنه نام گذاشتند و در این ماجرا ما با این قسمت اخیر موضوع كار داریم.

یعنی با مردودین كار داریم مردودینی كه خودشان قبول دارند از كشتی انقلاب پیاده شده‌اند.


* موسوی خود قبول دارد كه از نظام جدا شده‌است

--------------------------------------------------------

آخرین بیانیه موسوی از این حكایت می‌كند، او اعتراف می‌كند كه از نظام فاصله گرفته و جدا شده است و از این رو كارهای حضرت امام را نیز زیر سؤال برده است او كه اعتراف می‌كند كه نسبت به آن دوره نقد دارد.

این نشان می‌دهد كه خودشان این مسأله را قبول دارند كه از نظام جدا شده‌اند.


* اطاق فرمان این فتنه كجا بوده است؟

-------------------------------------------

در ارتباط با قسمت دوم ماجرا یك سؤال جدی وجود دارد ، اینكه اطاق فرمان این فتنه كجا بوده است؟


عده‌ای استدلال می‌كنند كه این یك ماجرای داخلی بوده است و برخی با بد اخلاقی‌هایشان كار را به جایی رسانده‌اند كه یك سال كشور درگیر ماجرا شود و ضد انقلاب هم بیاید و از این آب گل‌آلود ماهی بگیرد و به مقدسات توهین كند، مسجد لولاگر را آتش بزند و، روز عاشورا و روز 16 آذر به مقدسات توهین كند.اینها می‌گویند وقتی قضیه را نگاه می كنیم ، می‌بینیم این یك قضیه داخلی است و آن چه باعث شده كه ما آن را یك قضیه خارجی ‌ببینیم از تبعات این مسأله داخلی است موضع‌گیری‌های اوباما، كشورهای اروپایی و رسانه‌های ضد انقلاب ناشی از این بود این‌ها استدلال می‌كنند كه آن‌ها همواره دشمن بوده‌اند و در این صحنه همانگونه عمل كرده‌اند كه انتظار می‌رفت اما این حضور آنها در این فتنه به این معنی نیست كه فتنه 88 یك پروژه خارجی بوده است این جمع‌بندی شده دیدگاههائی است كه برخی‌ها در داخل دارند اعم از اینكه این افراد اصولگرا باشد یا اصلاح‌طلب بعنوان مثال آقای افروغ و ناطق نوری كه در اردوگاه اصولگرایان هستند این دیدگاه را دارند و فتنه را یك جریان داخلی می‌دانند و افراد اصلاح‌طلبی هم مثل پزشكیان و علیرضا محجوب نیز چنین نظری دارند.


یك دیدگاه دیگر این است كه آنچه در فتنه 88 اتفاق افتاده، داخلی بوده است و نه یك فتنه برهم زننده خارجی. این‌ها می‌گویند لج‌بازی نیروهای داخلی در عرصه سیاست باعث این فتنه شده است و كافی است كه برای حل این ماجرا جلوی لج‌بازی این افراد را گرفت.


دیدگاهی دیگر می‌گوید این ماجرا، لج‌بازی نیست، مسأله اردوكشی است؛ اگر موسوی لج‌باز است رفتار خاتمی، كروبی و هاشمی، مجمع روحانیون، حزب مشاركت و... را باید چگونه تعبیر كنیم. اگر لج‌بازی بین احمدی‌نژاد و موسوی است باید مرز لج‌بازی احمدی‌نژاد باشد اما اینها از احمدی‌نژاد فراتر رفتند و قداست رهبری را شكستند اینها به نصایح رهبری و خطبه‌های 29 خرداد 88 گوش ندادند. پس بحث لج‌بازی با احمدی‌نژاد نیست. در این ماجرا تركیب‌های مختلف حضور داشتند تمام طیف‌های اصلاح طلب و ضد انقلاب حضور داشتند پس ماجرا چیز دیگری است.


ماجرا این است كه آمریكا‌یی‌ها خیلی وقت بود دنبال تغییر بودند و به این نتیجه رسیده بودند كه با ایران برخورد نظامی نمی‌شود كرد و محاصره اقتصادی هم جواب نمی‌دهد و دهها سند در این رابطه وجود دارد كه آمریكایی‌ها می‌گویند بایستی تغییر را از درون ایران و با استفاده از نیروهای داخلی دنبال كنیم.


خانم رایس از سال 2006 به بعد دنبال این بود كه روابط سیاسی را با ایران برقرار كند مبنای طرح او ایجاد سفارتخانه آمریكا در ایران بود و صراحتاً می‌گفت تا زمانی كه از ایران دور هستیم قادر نیستم بر ایران اثر بگذاریم. برای اینكه بتوانیم در ایران كار كنیم، باید آرم دشمن از اسم آمریكا برداشته شود و مردم و نظام سیاسی ایران مانند یك كشور رسمی با ما برخورد كند. این تئوری بود كه آنها با جدیت به دنبالش بودند كه بنا به دلایلی سرنگرفت. الان كاملاً واضح است و اخباری وجود دارد كه می‌گویند آمریكایی‌ها آمده‌اند چند دفتر بالای سر ایران درست كرده‌اند، در بیشكك، پایتخت قرقیزستان، در باكو پایتخت آذربایجان آقای ریگی عازم بیشكك بود تا آن جا را به پایگاه فرماندهی این جریان در آنجا تبدیل كنند. ضمن اینكه قبلاً دفاتری ایجاد كرده بود مثل دفتر سلیمانیه عراق و دفتر دبی.


همه می‌دانند كه دفتر سلیمانیه در سال‌های اخیر خیلی فعال بود بعضی از رسانه‌های آمریكائی‌ از جمله نیویورك تایمز با صراحت گفته‌اند كه بارها اعضای مسلح گروه پژاك را در نزدیكی پایگاه سلیمانیه دیده اند. اینها حداقل دو دفتر هم در اروپا داشتند و درفتنه 88 به كار گرفتند مثل دفتر هلند كه از بیست سال پیش فعال بود. در لندن هم دفتری را فعال كردند و دفتری هم در استانبول داشتند.

علاوه بر این‌ها، آمریكایی‌ها یك پایگاه در بگرام افغانستان، یك پایگاه در ظهران عربستان و یك پایگاه در جزیره سوكوترا در یمن این دفاتر چند كار كلیدی داشتند مثل تماس با ایرانیان كه به خارج سفر می‌كردند. آنان می دانستند در استانبول، ایرانیان كه اطلاعاتی داشتند و مذهبی هم بودند به شهر مذهبی و تاریخی استانبول می‌رفتند و به آنكارا نمی‌رفتند كار اول آنها جمع‌آوری اطلاعات از افرادی بود كه از ایران می‌رفتند و هر اطلاعاتی اعم از كم‌اهمیت و مهم را می‌گرفتند.

وزارت اطلاعات از برخی از این افرادی كه به این دفاتر رفته‌اند سوال كرده است در این دفاتر چه چیزی از شما سؤال كردند معلوم شد كه ابتدا سؤالات عادی را پرسیده بودند ولی آمریكایی‌ها از بین این حر‌فها به یك جمع‌بندی می‌رسیدند.


كار دوم آنها در نزدیك مرزهای ما كسانی را با هویت ایرانی ولی عامل آمریكا، اطلاعاتی را جمع‌آوری می‌كردند در استانبول، دبی و باكو هم همین طور.

وزارت اطلاعات تأكید دارد كه افرادی حدود 65 هزار نفر از این افراد آمده‌اند، اطلاعات جمع‌آوری كرده‌اند.

مأموریت سوم ایجاد هماهنگی با اپوزیسیون و مخالفان با انسانهای بیطرف ایرانی بود كه درصدد بودند از این افراد برای روزهای خاص استفاده كنند.

آنچه در داخل و خارج انجام شده و بعضاً منتشر هم شده‌اند بیانگر سازماندهی نیروی انسانی بعنوان كار مشترك همه این حلقه‌ها بوده است.

كاملاً واضح است كه نمی‌توان در دانشگاه مریلند نشست در مورد نقش سپاه در ایران چیزی نوشت باید در ایران كسی با آمریكا همكاری كند تا چنین گزارشی كه دارای جنبه عینی باشد، تهیه شود.

یك نشانه دیگر این است كه قبل از انتخابات دهم ریاست جمهوی ایران، دولت آمریكا با صراحت در مذاكرات دیپلماتیك با طرف‌های غربی و آسیایی گفته بود كه ما ارتباط با ایران را باید موكول ‌كنیم به بعد از انتخابات آنها حتماً از این مسئله هدفی را دنبال می كردند.

پیش از انتخابات ایران یعنی در بهار سال 1387 به سفیر لبنان در پاریس هشدارهایی داده و با صراحت گفته بود كه ایران به زودی متحول می‌شود و شما لبنانی‌ها به ایران تكیه نكنید. همان موقع سفیر لبنان كه از اعضای جنبش امل لبنان بوده این خبر را به سفیر ایران در پاریس داده و این در اسناد سفارت ما،در پاریس ثبت شده است و این خبر از یك برنامه عملیاتی می دهد .

آنها بارها تأكید كرده‌اند كه ایران را با جنگ نمی‌شود تغییر داد باید از داخل تغییر كند. الان هم آنها معتقدند كه تحریم حلال مشكل نیست ولی از آنجا كه باعث می‌شود ایران در مواجهه با مخالفان داخلی كنار بیاید و گاردش را در مقابل داخلی ها باز كند و این سبب می‌شود كه فعالیت مخالف نظام كم‌هزینه شود،مطلوب است.

شما سیر اقدامات سران داخلی فتنه را كه مرور می‌كنید، می‌بینید جریانات داخلی هیچگاه سفره‌شان را از آمریكائی‌ها جدا نكرده‌اند مثل اینكه متقابلاً داخلی‌ها هم این احساس را دارند كه این فشار بیرونی جبران كننده ضعف داخلی آنها است. آنان ظاهراً احساس می‌كنند كه اگر چه در داخل ایران حمایت توده‌ها را از دست داده‌اند ولی كسی در عرصه بین‌المللی هست كه برای آنها یقه پاره كند.

در این دفاتر خارج از كشور عناصر سرشناس اپوزیسیون ایرانی حاضر می‌شدند و به نوعی بستر خارج كشور را به داخل ایران وصل می‌كردند.

به این خبر كه در همان ایام فتنه توسط منوچهر متكی وزیر وقت امور خارجه ایران در رسانه‌ها نقل شد توجه كنید: در هفته اول آشوب، هواپیماهای انگلیسی مسافران خاص ایرانی مستقر لندن را در هر روز با پروازهای 500 تا 600 نفره به داخل ایران منتقل می‌كردند از پایگاههای دیگر هم همین انتقال مخالفان وجود داشته است.

خبرهای موثق می‌گویند انگلیسیها موفق شدند از طریق دفتر لندن با 700 هزار ایرانی گفتگو كرده و تعداد زیادی از آنان را به اپوزیسیون داخلی وصل كنند. سازمان مشخص سیاسی برای روزهای خاصی طراحی كرده و آموزش داده بودند.

در روزهای فتنه مثلاً در میدان 7 تیر تهران سه گروه جداجدا می‌آمدند. گروهی دیده بانی می‌كردند و اخبار را به جایی منتقل می‌كردند گروه دومی می‌آمد كه دست به تظاهرات می‌زد و به صورت ظاهراً مسالمت آمیز شعار می‌داد و گروه سومی می‌آمد كه ماموریتش آتش زدن اتوبوس‌ها، سطل های زباله و درگیری ایجاد كردن بود و هیچ كدام از اینها در كار دیگری دخالت نمی‌كردند.

در كتاب جبن شارپ به افراد دسته‌ی اول و دوم توصیه شده كه كار خطرناكی نكنند. او می‌گوید یا دیده بانی می‌كنید یا شعار می‌دهید و لبخند بزنید و حتی به حرفهای پلیس گوش كنید. و بدون درگیری متفرق ‌شوید. این بخشی از كاركرد و كار ویژه این دفاتر بود. ردپای ماجرا نشان می‌دهد كه این مساله كه از سال 2006 آغاز شده یعنی از اواسط دوران وزارت خارجه خانم رایس.

نكته دیگر این است كه آمریكاییها كارهای چند لایه‌ای را تدارك دیده‌اند یكی از كارهایشان در فتنه 88 این بود كارهای اطلاعاتی امنیتی را كه قبلاً ناهمخوان بود هماهنگ كرده‌اند.

همواره در مسائل خارجی بین سیا، پنتاگون، شورای روابط خارجی و كاخ سفید اختلاف هست اما آمریكا در فاصله سالها 2006 به بعد معاون هماهنگ كننده ای رامنصوب كرده تا در مورد ایران این فعالیتها را هماهنگ كند.

در صحنه فتنه اوباما هم انسجام داد و آمد یك نفر را با اختیار تام یعنی دنیس راس را مسئول هماهنگی میزهای ایران در مراكز تصمیم‌گیری آمریكا درباره ایران كرد كه هیچ اختلافی به هم نداشته باشند.

نكته دوم این است كه پیش از این نیز میزهای ایران در كاخ سفید و سایر مراكز آمریكا وجود داشته است اما كار آن‌ها فقط جمع‌آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل داده‌های اطلاعاتی اطاق عملیات به تصمیم‌گیری گروه بودند و اولین بار تقلب در انتخابات توسط هماهنگ كننده مزبور كلید زده شد در این جلسات تصمیم‌گیری نوعاً چند عنصر ایرانی هم حاضر می‌شدند. چه مهمانان تك زیست مثل سازگارا و چه مهمانان دو زیست مثل امیر احمدی در یكی از جلسات كه دو عضو هم آنجا حضور داشته است و در اردیبهشت 87 بوده توافق می‌شود كه باید در انتخابات آینده ایران بحث تقلب كلید زده شود و این دو عضو نهضت آزادی پس از بازگشت به ایران با فرزند یكی از مسئولان ارشد روحانی صحبت می‌كند و موضوع را با او در میان می‌گذارد و می‌گوید اگر ما از موضع نهضت آزادی بحث تقلب را كلید بزنیم جا نمی‌افتد و بعد هم هر كس آن را مطرح كرد می‌گویند این خط نهضت آزادی است ازاین رو كسی باید این را در ایران كلید بزند كه به دلیل نسبتش با نظام مورد قبول واقع شود.
مهدی هاشمی اولین نفری است كه این لقب را 8 ماه قبل از انتخابات كلید بزند.این فرد پدرش را قانع می‌كند كه بحث تقلب را مطرح كند و او در شهریور 87 آن را علناً مطرح می‌نماید.
در آن جلسه در آمریكا 4 محور را توصیه می‌كند و همه آنها را اجرایی می‌كند این بخشی از ماجرا است.
كارهای دیگری آمریكا در این زمینه انجام داده است مانند اتاق های فكر. در آن‌ها كه تركیبی از نیروهای ایرانی آمریكایی دیده می‌شود در هر اتاق فكر بین 5 تا 6 نفر عنصر ایرانی،هم عضو بوده‌اند.
این اتاق‌ها حدود 30 مركز هستند كه در این زمینه كار می‌كنند كه 5 تا 6 نفر ایرانی كه عمدتاً تك زیست هستند،نظیر مومنی، حقیقت جو، سازگارا، مهدی خلجی، امیر ارجمند، گنجی، مخملباف، مهرانگیز كار و... در هر گروه 15 تا 20 نفر عنصر آمریكا و 5تا 6 نفر عنصر ایرانی هستند.
كار اینها این است كه وضعیت سنجی كرده و جمع‌آوری اطلاعات كنند و به صورت بسته به كنگره بدهند و این كار گروه‌ها هنگامی كه می خواهند پروژه را به كنگره ارائه بدهند افراد ایرانی عضو این كارگروه‌ها هم در كنگره حضور دارند كه بگویند این گزارش از ایران است و برخی دیگر هم اصالتاً ایرانی نیستند مثل نراقی، آموزگار، امیر احمدی، ولی نصر.
در آمریكا حداقل 2700 اتاق فكر وجود دارد كه حدود 700 اطاق فكر راجع به ایران وجود دارد و در هر دانشگاه آمریكا یك اطاق فكر در مورد ایران وجود دارد این اطاق های فكر ماموریتی كه دارند این است كه باید هر كدام در هفته دو مقاله تولید كند و هر چهار ماه كتابی راجع به ایران منتشر نماید.
در هر موضوعی به كنكاش در مورد ایران می‌پردازند، مثل نقش تشیع در انقلاب ایران.
این اطاقهای فكر در سال حدود 2800 عنوان كتاب در تیراژهای بالا راجع به ایران منتشر می‌كنند كه نشان می‌دهد كه چه كارهای عظیمی راجع به ایران انجام می‌دهند اگر شما تعدادی از اینها را بكاوید اسمشان در ردیف بودجه رسمی آمریكا آمده‌اند نكته دیگر این است كه در این اطاقهای فكر از چهره‌های شاخص، سناتور، معاون وزیر حضور دارند و نكته دیگر اینكه در قانون بودجه آمریكا پشتیبانان آنها كه وزارتخانه‌ها هستند مشخص می‌باشند.
اینها چگونه با مسائل ایران ارتباط برقرار می‌كنند این مجموعه‌ها به بهانه‌های مختلف به ایران سفر می‌كنند، با مردم تماس برقرار می‌كنند با سازمان های مختلف با بهانه‌ای مختلف ارتباط می‌گیرند و كسانی را از اتاق‌های فكر آمریكا به این سازمانها وصل می‌كنند یكی از همینها كه من در رادیو گفتگو با او میز گرد داشتم خودش بعد از پایان برنامه می‌گفت كه من پولی می‌گیرم و اطلاعات خواسته شده را به دانشگاه مریلند می فرستم.
یك نكته كلیدی در گزارشات این اتاق فكرها این است كه كارهایشان هویت گزارش دارد یعنی به صورت گزارش می‌آید و انتهایش هم گاهی نظریه داده‌اند و گاهی هم نظریه نداده‌اند.
غر از این اتاق فكرها، موسسات نظرسنجی وجود دارد كه آمریكائیها راه اندازی كرده‌اند مثل زاگبی، گالوپ و پیو برخی از موسسات نظرسنجی كاركرد عمومی‌اش را گرفته‌اند و فقط او را محدود به نظرسنجی از نخبگان ایران كرده‌اند و درصدد بوده‌اند كه از این طریق همواره نبض ایران را بگیرند.
نورمن سالومون می‌گوید : نظر سنجی‌های گالوپ در خارج از آمریكا همواره آن چیزی است كه مورد نظر سفارتخانه‌های امریكا است. اما یك سری نظر سنجی‌های دیگری هم انجام می‌دهند واقعا كار ویژه می‌كنند برای تصمیم گیریهای آنها. نكته دیگر این است ارتباط این اتاق فكرها با نهادهای مذهبی است كه به شبكه سازی در جوامع اسلامی می‌پردازند. مثلاً تشكیلاتی در اندونزی هست به نام جنبش محمدیه كه آمریكاییها با آن ارتباط برقرار كرده‌اند یا در تركیه با فتح الله گولن رئیس یك جنبش مذهبی ارتباط برقرار كرده‌اند و از دل آن‌ها توجیه‌ای بیرون آورده‌اند.
طیف وسیعی از شخصیتهای كشورهای اسلامی در مصر، لیبی ، لبنان و... را شبكه‌سازی كرده‌اند و كارشان این است كه این شبكه‌های به ظاهر بومی با كمك دولت‌ها در جهت به هم زدن نهضت بیداری اسلامی عمل كنند یعنی آنان به ساخت و تقویت جنبش‌های باصطلاح میانه‌رو و در واقع وابسته برای تضعیف جنبش اسلام گرایی روی آورده‌اند.

می‌توانیم با قاطعیت بگوییم نباید فریب عناوین را بخوریم و تردید كنیم كه مگر می‌شود موسوی و كروبی در پازل آمریكا قرار بگیرند. مخملباف خودش به اتحادیه اروپا رفته و گفته است كه من به عنوان نماینده موسوی با شما صحبت می‌كنم از شما می‌خواهد كه تحریم‌ها را تشدید كنید تا ایران تسلیم ‌شود و در ایران هم از سوی سران فتنه هیچ واكنشی به سخن او داده نمی‌شود كه نه ایشان نماینده ما نیست یا ما این موضع ضد ملی را قبول نداریم.



برچسب ها : آمریکا , جنگ نرم , سران فتنه ,
دنبالک ها : بصیرت ,